چشمه های خروشان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ های بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
هم تو گل های این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از "لا" گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را می شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان، تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند
(قیصر امین پور)
خب دیگر بازی تمام شد، حالا من و تو بهت زده ایم، از همه ی چیزهایی که می بینیم و می شنویم، از این همه اتفاقی که هجوم آورده و کابوس شده برای رویای سبزمان.... حالا من و تو باخته ایم... ما که ایستادیم دور میدان ولیعصر و تلاش کردیم عابران را متقاعد کنیم، ما که زیر آفتاب دستهامان را به هم گره زدیم و زنجیر شدیم، ما که شبها بیخوابی کشیدیم و رفتیم فریاد زدیم، من و تویی که فردا را آزاد و سبز میخواستیم.. حالا باخته ایم و داریم دوستانمان را میبینیم که معترضند و صدایشان به هیچ کجا غیر از سپر نیروهای ضد شورش خیابانها نمی رسد....
کاش میشد برای این همه بیهودگی کاری کرد....

دیروز عصر بلاخره مراسم اختتامیه وبلاگ نویسان برتر شهرداری تهران برگزار شد و "بهانه ها" در گروه فرهنگی - ادبی سوم شد.
محمد هادی ایازی، مشاور عالی شهردار تهران که از بدو ورودش به شهرداری، همپای دکتر قالیباف برای تغییر رویکردها در بخش فرهنگ کمر همت بسته، دیروز با حضور در جمع کارمندان وبلاگ نویس شهرداری نشان داد، حرکتهای فرهنگی تا چه اندازه برای مجموعه مدیریت شهری با اهمیت است.
انتخاب "بهانه ها" توسط اساتید صاحب نامی چون دکتر شکرخواه، برای من مایه دلگرمی و مسرت است، همانطور که از ابتدای مسیر تک تک کامنتها و نوشته های دوستانم به این وبلاگ ارزش و اعتبار بخشیده و اطمینان مرا بیشتر کرده است.
امیدوارم نه فقط در شهرداری تهران و در زمان مدیریت دکتر قالیباف که در همه سازمانهای تحت مدیریت دیگر مدیران، با ارزش نهادن به فعالیتهای اینچنینی، زمینه بروز خلاقیت و ایجاد انگیزه برای کارکنان فراهم شود.